شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 36

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

است ، امّا چون هر امتدادى دو طرف دارد وهر دو طرف ، نياز به محدّد دارد واز طرف ديگر محدّد يك جسم بيش نيست ، بنابر اين ، آن‌چه را كه نزديك است با محيط خود محدود مىكند كه « بالا » ناميده مىشود ؛ وآن‌چه را كه دور است با مركز خود محدود مىكند كه آن را « پايين » ناميده‌اند وبه عبارتى « پايين » ، همان مركز است وبايد دانست كه محيط مركز را معيّن مىكنند نه به عكس . محدّد الجهات داراى حركت مستدير است وحركت مستقيم نمىپذيرد . هم‌چنين بسيط است واجزاى بالفعل ندارد وبا توجه به تعريف مكان ، محدّد الجهات چون حاوي ندارد ، پس مكان هم ندارد . زمين با مركز محدّد الجهات تعيين مىشود ، پس پايين است ونسبت به محيط محدّد الجهات دور است . شهرزورى آنچه را كه به اختصار بيان شد ، در اين فصل به نحو مستدل بيان كرده است . فصل هفتم ، در احكام أجسام بسيط ومركب وميل وحقيقت آن وبرخى از أحوال محدّد الجهات است . در اين فصل ، ابتدأ يك قاعده ودستور براي تشخيص آنچه مقتضاى ذاتي جسم است از آنچه به سبب غير براي آن واجب مىشود ، تبيين شده است : جسم را در عقل خود با قطع نظر از هر چيز در نظر بگير ، در اين صورت آنچه در اين حالت براي آن واجب است لذاته خواهد بود ؛ زيرا آنچه به سبب امر خارج ، واجب مىشود در اين حالت قابل تصور نخواهد بود . سپس برخى از احكام أجسام بسيط كه ماهيت جسم لذاته ، مقتضى آنها است وعبارت‌اند از « مقدار » ، « شكل » و « داشتن حيّز ومكان طبيعي » مورد بحث واقع شده است . پس از آن به مناسبت آن كه داشتن مكان طبيعي ، مقتضاى ذاتي جسم دانسته شد ، بحث از « ميل » كه هر جسمي به مكان طبيعي خود دارد واقسام ميل از طبيعي ، ارادى وقسرى به تفصيل مطرح شده است . توضيح اعتراض بر برهان « امتناع حركت قسرى بر عديم الميل » وتبيين برخى احكام محدّد الجهات كه متفرع بر « ميل » است وتشريح نظر سهروردى در ابطال برهان ثبوت ميل براي هر جسم ، از مباحث ديگر اين